خلاصه رمان :داستانی از زندگی یه دختر " هلیا " دختری با تموم احساسات لطیف دخترونه وجودی سرشار از مهر و بخشش دل میبنده , عاشق میشه ولی این عشق چه به روز احساسش میاره ؟ چی باعث میشه هلیایِ با گذشت , از گذشتن بترسه و بخشیدن براش سخت باشه ؟
رمان راجب دو خواهر دوقلو هست به اسم های سوگند و سوگل ، سوگل بی دلیل یک هفته قبل از عروسیش غیبش میزنه و حالا ابروی چندین سالی پدربزرگش در میونه و در خواست حامی پارسا ، حالا سوگند مجبوره فقط یه تصمیم بگیره و اون تصمیم چی می تونه باشه ....
شیرین دختری که اسیر دست پدری زورگو که جز حرف خودش , حرف کسی رو قبول نداره. شیرین رو مجبور به ازدواج با کسی میکنه که هیچ حسی بهش نداره ... فرهاد ... یه پسر همه چی تمام اما با دلی شکسته ... اونم به نوبه خودش اسیر سرنوشت و مجبور به ازدواج تو راه این ازدواج , عشق بی خبر میرسه ... شیرین میشه ... شیرینتر از شیرینی ... اما ... همیشه یکی هست که این شیرینی رو تلخ کنه ....
خلاصه رمان :داستان سرگذشت زندگی یک زندگی پر تلاطم.... اما یک تلاطم از جنس باران..... به رنگ باران....... ودر این میان قلبی میشکند...... دلی میسوزد...... واینده ای به تباهی میرود..... تاوان این قلب شکسته رو چه کسی پس میده....؟ گناهکار؟..... یا..... بیگناه؟....... داستان یک دختر.... دختری که مثل خیلی ازآدمای دیگه عاشق میشه.... اما چه عشقی؟..... یک عشق متفاوت........ یک داستان متفاوت...... ویک زندگی متفاوت....... ویک پایان متفاوت......... چیزهایی که گفتم نه شعار هست ونه تعریف برای جذب خواننده فقط وفقط واقعیت داستان هست.درضمن برخی از صحنه ها ودیالوگ های رمان براساس حقیقت و اتفاقی که افتاده نوشته شده.شاید فکر کنین تکراریه ومثل بقیه رمان ها تموم میشه اما نه این جوری نیست برای صدق گفتارم میتونید خودتون بخونین.